خرید بک لینک

تو در آن زمان كه نامي ز جهان نبودي، بودي


درِ بسته جهان را تو به روي ما گشودي


تو سپرده اي به شبنم كه به برگ گل نشيند


به خزان اجازه دادي كه ز باغ گل بچيند


تو به گوش ابر خواندي كه از آسمان ببارد


تو به آفتاب گفتي به زمين قدم گذارد


تو به چشمه ياد دادي ز دل زمين بجوشد


به گياه تشنه گفتي كه زآبِ آن بنوشد


به هزار نقش زيبا گل و سبزه را كشيدي


شب و روز و كوه و دريا همه را تو آفريدي


تو كه اي ، چه اي ،كجايي !؟ تو خدا ، هر آنچه هستي


تو خدا هميشه بودي ، تو خدا هميشه هستي

برچسب: نویسنده: طاها کاظمیان تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 13:13

صفحه بندی